ویروس کرونا با سرعت و شیوع باورنکردنی مرزهای جغرافیایی و فرهنگی را در تمام دنیا درنوردید و در عین مرگبار بودنش درس های زیادی را به تمام مردم کره زمین داد. ویروس کرونا نشان داد که برنامه ریزی برای تولید مواد و محصولات مصرفی در کشور چین چقدر آسیب پذیر است و نمی توان برای همیشه کشور چین را بدون در نظر گرفتن ریسک های محیطی بزرگترین تولید کننده جهان قلمداد کرد. از سوی دیگر این ویروس نشان داد که بسیاری از کسب و کار آسیب پذیر هستند و ساختارها و نهادهایی که ما بر روی آن با افتخار ایستاده ایم چقدر آسیب پذیر هستند.
این بیماری همچون سایر بیماریهای همه گیر قرون و ده های گذشته میزان آسیب پذیری ما را علی رغم پیشرفت های زیاد در زمینه علم و دانش نشان داد بلی ما هنوز در ابتدای راه هستیم و نیازمند کارهای بیشتری در زمینه توسعه پایدار و پایداری هستیم چراکه مواردی همچون ویروس کوید 19 براحتی می تواند به ساختارهای ما آسیب بزند و چرخه تولید و تامین را براحتی مختل کند.
انسان امروزی با سرعت و شتاب زیادی در حال حرکت است و بدون توجه به محیط زیست، اطراف، طبیعت، ظرفیت تولید، عرضه در حال تاخت و تاز است و به تبعات مصرف گرایی زیاد توجهی ندارد. ویروس کرونا فرصتی طلایی است که کشورها، سازمان ها و خانواده ها با قرنطینه ناخواسته و سکون ناخواسته فرصت کنند بر روی ارزش ها، عادت ها، مفاهیم اصیل و الگوهای ذهنی خود بیشتر فکر کنند.
از جنبه های دیگر این موضوع می توان گفت: انسان امروزی بلد نیست بدون داشتن برنامه تفریحی در منزل در کنار خانواده شاد باشد و احساس خوب را تجربه کند، انسان امروزی کمتر به درون توجه دارد و عمدتا احساس خوب را از رویکردها و ابزارهای بیرونی تجربه می کند. حال که در تاریخ فرصتی پیش آمده که به دنیای درون و خلوت خودمان بیشتر توجه کنیم، زمان آن رسیده که به محیط، رفتارها، مهارت ها، ارزش ها، عادت ها، مفاهیم و معنویت و الگوهای ذهنی بیشتر و عمیق تر توجه کنیم .امیدوارم که در جهان "پسا کرونا" بشرط زنده بودن بتوانیم ارزش ها و الگوهای ذهنی جدیدی را خلق کنیم و بر پایه آن ساختارها و نهادها را دوباره و با ارزش های بالاتری بسازیم.
از منظر رفتار مردم در خصوص احتمال کمبود عرضه کالاها می توان گفت: نگاهی به هجوم مردم به فروشگاه ها جهت خرید کالاهای اساسی و ملزومات بهداشتی در کشورهای چین، آمریکا، کانادا، استرالیا، آلمان، ایتالیا، فرانسه، ایران و... نشان داد که زمانی که منابع و عرضه محدود می شود و یا حداقل ترس از محدود شدن آن وجود دارد رفتار تمامی مردم دنیا فارغ از فرهنگ، زبان و مرزهای جغرافیایی شبیه به هم است. این واقعه نشان داد که زمانیکه پای بقاء به میان می اید کشورهای توسعه یافته هم شبیه سایر کشورهای دیگر رفتار می کنند و از ارزش های اصیل خبری نیست و خانواده ای را می بینید که برای چند ماه خود خرید می کند درصورتیکه واقعا به آن نیاز ندارد.
از منظر دیگر این درس تاریخی به مردم یاد می دهد که با دارائی کمتر، مصرف کمتر، سفر کمتر و حتی ارتباطات حضوری کمتر بتوانند زندگی کنند و شاد باشند هر چند این تغییر عادت بسیار سخت و درد ناک است برای مردمی که به مصرف زیاد و استفاده از منابع بی ملاحظه اعتیاد پیدا کرده اند و همه چیز در دسترس بوده است. اکنون بغل کردن و بوسیدن فرزندانمان بدون ترس، حفظ کردن جان، در دسترس بودن ارتباطات نزدیک با افراد، بدون دغدغه سفر کردن و صدها کار عادی که قبلا انجام می دادیم تبدیل به یک آرزو شده است و این درس بزرگی است برای ما که همه چیز را در دسترس داشته ایم.
از جنبه دیگر می توان به این موضوع اشاره کرد که امروزه سهم عوامل پیش بینی نشده در تمامی برنامه ها بشر امروز، بیشتر شده است و وزن بیشتری را باید برای عوامل پیش بینی نشده در حوزه های مدیریتی لحاظ کنیم و این درس بزرگی است که تمام پیش بینی ها و استراتژی های از پیش تعیین شده را به چالش می کشد و ما نیازمند تفکرات و تدابیر عمیق تری نسبت به چالش های پیش رو داشته باشیم.
اکنون زمان ان فرارسیده که به مفاهیم سهم عوامل پیش بینی نشده و مفهوم پیش بینی، تولید، تولید متمرکز در کشور چین، مصرف، ارتباطات، لذت بردن با داشته های کم، سرعت بالای حرکت در زندگی، تحمل فشارهای زیاد روانی، تنیدگی سیستم ها ، سبک زندگی و نوع سیستم های حکمرانی با تفکر سیستمی بازنگری کنیم و سال های آتی را بر اساس ارزش ها، معنویت و الگوهای جدید ذهنی بنا کنیم. امیدوارم که این فرصت مطالعاتی ناخواسته که برای همه مردم دنیا پیش آمده ، زمینه ساز توسعه افکار و ارزش های اصیل در نوع بشر در تمامی دنیا شود و بدانیم که سرنوشت همه ما به نوعی درگرو تفکر و بیشتر در تمامی جوامع است و اینکه همه دستاوردهای بشری در اثر حوادث غیرقابل پیش بینی می تواند به مخاطره بیافتد.
برچسب:
نویسنده: پندار شاکری